كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

105

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

كارها به خوبى پيش مىرفت تا اينكه زمان نصب سنگ حجر الاسود رسيد . در اين هنگام مشاجره‌اى بين قبائل مختلف براى نصب سنگ درگرفت و هر قبيله مىخواست افتخار اين كار را نصيب خود سازد . كار مشاجره به قدرى بالا گرفت كه نزديك بود به منازعه و جنگ قبيله‌اى ختم شود و اتحاد قبائل ساكن در مكه را به مخاطره افكند . در اين هنگام كسى پيشنهاد كرد : بيائيد حرف اولين كسى را كه وارد مجلس مىشود قبول كنيم و به اين مشاجرات پايان دهيم . اين فرد محمد ( ص ) بود كه به تازگى از مسافرت تجارى بازگشته و مستقيما براى انجام طواف كعبه آمده بود . شخص پيشنهاددهنده با ديدن او نفس راحتى كشيد و گفت : بيائيد اين هم محمد امين . همه فريادى از شادى كشيده و گفتند ما راضى هستيم . 17 محمد ( ص ) دستور داد تا چادر بزرگى آوردند . سپس به نماينده هر قبيله گفت تا گوشه‌اى از چادر را كه سنگ بر روى آن قرار داشت گرفته و به محل نصب حمل كنند . بدين وسيله همه در افتخار اين كار شركت نمودند . اگرچه اين كار بزرگى بود كه در آن روز به فكر كسى نرسيد ، ولى بزرگ‌تر از آن فكرى بود كه در انديشه محمد ( ص ) براى تبديل مكه و خانه كعبه به مركز دنياى اسلام و از بين بردن شكاف موجود در اتحاد قريش به عنوان حافظ عبادتگاه « اللّه » مىگذشت . همان‌گونه كه قبلا ديديم ، محمد ( ص ) در حدود سن چهل سالگى بازسازى روحى خود را آغاز مىكند . عايشه اين دوران را چنين توصيف كرده : « او اوقات بيشترى را در تنهائى مىگذراند ، خود را وقف عبادت خدا كرده بود . و رؤياهاى او همگى اميدواركننده و نورانى بودند ، درست مانند طلوع سپيده صبح . در اين دوران تنهائى و عبادت ، او به توزيع غذا در بين مستمندان مىپرداخت » . اين نوع تمرينات عبادى را اعراب تحنث مىناميدند . شايد به همين دليل نماز و زكات از اصول اصلى دين الهى او گرديد . احتمالا ، او بيشتر اوقات را به حديث نفس مىپرداخت . ما با توجه به دوران بعدى زندگى او مىفهميم كه او بىقرارى موجود در مكّه را به نحو دقيقى تشخيص داده بود . او عميقا خود را سرخورده مىيافت « 1 » : هيچ‌كس حاضر نبود به حرف‌هاى او گوش فرا دهد ، و موقعيت پائين اجتماعى بنى هاشم به او اجازه

--> ( 1 ) - چنين تفسيرى نسبت به پيامبر صحيح نيست . چگونه ممكن است كسى كه به منبع وجود و حقيقت هستى متصل شده است احساس سرخوردگى نمايد . مؤلّف در بعضى از سطور از پيامبر تلّقى يك اصلاح‌گر اجتماعى را دارد .